خنده دارترین خاطرات ارسالی شما – سری جدید

از تشیع جنازه پدر بزرگم برمیگشتیم عمه ام داشت خودشو از شدت ناراحتی میکشت. یکی از اقوام گفت عزیزم چقدر مدل موهات قشنگه!
یهو عمه صاف نشست گفت: تازه الان بهم ریختس!
.
.
.
به بابام میگم تیغ اصلاح داری؟
میگه نه برو بیرون بخر!
نون هم بخر!
یه سر برو تا اون داروخانه شبانه روزیه یه قرص معده بخرد …
میوه هم بگیر که عصر مهمون داریم !
ماشینم بنزین نداره … زحمت اونم بکش
میگم : نه احساس میکنم ته ریش بهم میاد

.
.
.
یکی از فامیلامون (دختر) یک سال مالزی بود، بعد دو سال رفت کانادا. تنهام زندگی میکنه.
واسه تعطیلات برگشته ایران، خواست بره کیش با دوستش، باباش اجازه نداد!
گفت نمی ذارم تنها بری مسافرت!
.
.
.
ظهر داشتم با دوستم راه میرفتم بهش میگم بیا از تو سایه بریم..
میگه: نه عینک آفتابی دارم؛ باس از آفتاب بریم
خدایا نعمتتو شکر ببین با کیا شدیم ۷۰ میلیون
.
.
.
یکی از دوستان میگفت که :
یه روز استادمون برگه های میان ترم تصحیح شده رو آورده بود تا به بچه هابده، بعد از توزیع اوراق به بچه ها، استاد میگه : این کیه اسمشو بالا برگشننوشته؟! خیر سرش ۱۶ هم شده
هیشکی جواب نمیده! ۲ دقه بعد میگه دست خطشم شبیه خودمه؟!!! اِ این که کلید سؤالاست که!!!!”
استاد برگه ی کلید سؤالات رو هم تصحیح کرده بود به خودش ۱۶ داده بود!
.
.
.
بابای من توی خانواده پسر بزرگس یه بار که جبهه بوده عمه ام میخواسته بره خونه دوستش جشن تولد بعد ورداشته نامه نوشته به بابام تو جبهه ببینه اجازه میده بهش یا نه ؟!!! 😀
.
.
.
سر شب لپتاپ رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خانواده
۵ دقیقه اول خونواده 😮
5 دقیقه دوم خونواده 😐
۱ دقیقه بعد مامانم : لپتاپت سوخته ؟
من : نه
۳ دقیقه بعد بابام : اینترنتت شارژش تموم شد ؟
من : نه
اندکی بعد بابام : چی شده حالت خوب نیست؟
من : نه چطور ؟
یذره بعد مامانم : تو چته ؟ چرا سرت تو لپتاپ نیست ؟
من : خب گفتم یکم بیام پیش شما بشینم
بابام : مطمئنی طوری نشده ؟
مامانم : خب بگو چرا اینجوری میکنی آخه ؟
مرد پسرت معتاد شده…..
من : :۰
بابام : زد تو گوشم.
هیچی دیگه پا شدم اومدم لپتاپ رو روشن کردم 😐
داستان داریم ما با بابا مامانمون….والا
.
.
.
امروز صبح از آپارتمانم اومدم بیرون و کفشم می پوشیدم که زن همسایه از اسانسور پیاده شد و زنگ واحدشو زد ، یه بچه ۳,۴ ساله داره که اومد درو باز کنه که گفت کیه ؟
خانومه هم خیلی با ناز گفت عزیزم منم مامانت !
منم یهو برگشتم گفتم دروغ میگه آقا گرگست ! :خخخخخخ
بچهه هم لج کرده بود درو وا نمیکرد
با هزار ترفند به زور درو باز کرد …
.
.
.
همسایه دیوار به دیوارمون ۲ شب اومده زنگمونو زده میگه :
احیانا این سوناتا مال شما نیست دمه در ما گذاشته !؟
میگم : نه مال ما نیست !
میگه : آررررره حدس می زدم شما از این فک و فامیلا ندارین !
.
.
.
زمان مدرسه با بغل دستیمون که قهر می کردیم وسط میز یه خط می کشیدیم می گفتیم : وسایلات از این خط اینور تر نیاد !!!
هِهِهِهِی جوونی …
.
.
.
زن همسایمون در زد و گفت کیبرد دخترم خرابه میخواد مقاله تایپ کنه برای دانشگاهش؛بهش کیبرد و دادم و رفت؛عصر بود با دوستام بیرون بودم برگشتنی گفتم برم کیبردو بگیرم؛هندسفری تو گوشم بود و داشتم آهنگ دوست دارم دوست دارم فریدون رو گوش میکردم و اون قسمتشم بدون ریتم خاصی تکرار میکردم؛زنگ همسایه رو زدم؛در همین حین آهنگو زمزمه میکردم “دوست دارم دوست دارم” نشنیدم که آیفون برداشتن هنسفری تو گوشم بود؛
یهو دیدم در خونه باز شد؛هنسفری و زود برداشتم تا حرفمو بگم؛ دختر همسایه جلو در بود؛یکم نگام کرد سرشو انداخت پایین و گفت :منم خیلی وقته دوست دارم؛…و این طوری شد که باهم دوست شدیم.
اون هیشوقت اصل قضیه رو نفهمید اما من همینجا از فریدون جان بابت آهنگ بدرد بخورش کمال تشکرو دارم :))))
.
.
.
اولین باری که رفتم مدرسه وقتی برگشتم مادرم خواست بدونه نظرم چیه گفت پسرم روز اول مدرسه چطور بود؟ گفتم چی؟ روز اول؟ یعنی دوباره هم باید برم؟

پیشنهاد میشود :

فرستادن دیدگاه


عضویت در خبرنامه
  • 1.در صورتیکه تمایل دارید مطالب سایت به ایمیل شما ارسال شود لطفا ایمیل خود را در کادر زیر بنویسید.
  • 2.از ایمیل شما به هیچ عنوان استفاده تبلیغاتی نخواهد شد.
  • 3.هر شب فقط یک ایمیل برای شما ارسال میشود که هیچ گونه تبلیغاتی نداشته و فقط لینک مطالب جدید داخل آن خواهد بود.
  • 5.بعد از ثبت ایمیل کد فعال سازی به ایمیل شما ارسال میشود حتما روی لینک داخل ایمیل کلیک کنید تا ایمیل شما تایید شود
  • 6.در صورتی که ایمیل خود را تایید نکنید مطالب سایت برای شما ارسال نخواهد شد
  • 4.هر زمان که بخواهید فقط با یک کلیک عضویت شما حذف خواهد شد.


آخریـــن هـــای گـــالـــری عـــکـــس