مروری بر سنترفا

علائم سردمزاجی را با خودتان بسنجید

سردمزاجی ,علائم سردمزاجی ,درمان سردمزاجی

با توجه به تعریف ، سردمزاجی در برقراری ارتباط جنسی، زمانی به یک فرد اطلاق می شود که این موضوع برای فرد یا شریک جنسی اش که فرض می شود فردی طبیعی باشد، مشکلات قابل توجهی فراهم آورده باشد.طبق این تعریف  حدود 25% افراد سردمزاجند که بیشتر آنها را زنان تشکیل میدهند درحقیقت سردمزاجی بر اساس مراجع روانپزشکی از شایعترین اختلالات جنسی در زنان است.

سردمزاجی در زنان آنقدر شایع به نظر می رسد که درمانگر باتجربه بیشتر به عنوان یک علامت (ُ (symptomبه آن نگاه می‌کند تا یک بیماری مستقل .به عبارت دیگر  زمانی که ما با یک زن  یا زوجی مواجه می شویم که از سردمزاجی جنسی شاکی اند در مصاحبه و بررسی ها بدنبال مشکل زمینه ای می‌گردیم،یعنی سردمزاجی نیز در حداکثر موارد یک مشکل ثانویه است. متاسفانه علیرغم قابل برطرف بودن دلایل سردمزاجی شناسائی این دلایل زمینه ای گاه خیلی اسان نیست.نگارنده بر این ادعاست که با رفع دلایل زمینه ای، سردمزاجی به عنوان یک اختلال اولیه در زنان بشدت نادر است.

دلایل سردمزاجی در زنان را به 5 دسته می توان تقسیم کرد:

1 . دلایل تربیتی
2 . دلایل فیزیولوژیک
3 . بیماریهای جنسی
4 . دلایل روانشناختی
5 . مهارتهای جنسی (سردمزاجی آموخته شده)
6 . دلایل تربیتی

باورهایی که یک زن از بدو کودکی با آنها رشد ونمو می کند نقش بسزائی در رفتار های جنسی وی دارد. در تربیت سنتی بسیاری از اقوام کهن از جمله ما ایرانیان ارزشهای تعریف شده برای یک زن به طور مستقیم و غیر مستقیم در وی سردمزاجی را تقویت می کند .مرور خاطرات ازمادرها ومادر بزرگها در ذهنها خیلی راحت به ما خواهد گفت از نظر آنها حس مادری بسیار باارزشتر از حس  همسری است و زن خوب زنی است که در درجه اول مادر خوبی برای فرزندانش وحتی همسرش باشد وحتی زنی که به مسائل جنسی توجهی نشان می‌داد باید طعن و سرزنش دیگر زنان وحتی همسر وسایر مردان فامیل را تحمل می نمود.
دراین فرهنگ وقتی زن به مرز 40 سالگی می‌رسید دیکر خیلی کارها زشت می‌شد و قباحت می‌یافت. در مقابل، تقویت ارزشهایی چون وفاداری و پاکدامنی تلویحا این پیام را در خویش داشت که در صورت بی شوهر ماندن یک دختر یا زن و یا در دسترس نبودن شوهر،زن ناخواسته ناچار بود از هر فعالیت جنسی بر حذر باشد وگاه برای تمام عمر خویش چون یک راهبه زندگی کند.این ارزشهای چندین هزار ساله بر روی زنان تاثیرات شگرفی داشته است بسیاری برای حفظ عزت واحترام خویش قید یکی از قویترین جنبه های زندگی خویش را می‌زدند ودر موارد خفیفتر منتظر می‌ماندند تا همسر کی قصد عیش وطرب داشته باشد تا که شاید نصیبی نیز به ایشان برسد.
این نوع روابط  به زن می‌آموخت رابطه جنسی چیزی نیست که حتی با داشتن شوهر همیشه در دسترس باشد پس به تدریج بطور ناخودآگاه یک سردمزاجی زودرس شکل می‌گرفت. مسلما آثار این نوع تربیت هنوز حتی در میان کسانی که سالها با فرهنگ مدرن آشنا گشته‌اند تا حد زیادی همچنان پا برجاست.

دلایل فیزیولوژیک

در طبیعت، یک زن نقش ومسئولیت دیگری علاوه بر همسری دارد به نام “مادری” که از نقش مشابه آن یعنی” پدری” بسیار متفاوت است. حس مادری از قویترین نیروهای خلقت است. یک زن در جایگاه یک مادر به ناچار بخش عمده ای از انرژی حیاتی خویش را صرف وظیفه مادری می کند.برای موفق بودن در این وظیفه بیولوژیک تغییرات فیزولوژیکی در زن اتفاق می افتد که عمدتا از طریق هورمونهایی چون پروژسترون وپرولاکتین موجب کاهش موقتی میل جنسی در زن می‌گردد.علاوه بر آن، درگیر شدن با وظایف مادری از توجه وی به مسائل زناشوئی می‌کاهد وهمانطور که پیشتر گفته شد قوی بودن در این نقش از لحاظ فرهنگی نیز همواره به عنوان “مادر خوب “بودن تقویت شده است.

شاید جالب باشد که بدانید با حذف اثر فاکتور های تربیتی حتی در جوامع غربی زنان به دو دسته تقسیم می شوند دسته اول زنانی که اساسا مادرند و زنانی که اساسا همسر. زنانی  که اساسا همسرند اگر برای مدتی نیز مادر باشند بالاخره پوزیشن لذتبخش همسری را دوباره با قدرت دنبال می کنند از سوی دیگر زنان اساسا مادر حتی برای شوهران خویش بیشتر در جایگاه یک مادر قرار می گیرند.
از سوی دیگر علاوه بر تغییرات فیزیولوژیک در زمان بارداری وشیردهی، میل جنسی زنان تا قبل از یائسگی بشدت متاثر از این تغییرات ماهانه است معمولا زنان در میانه ی هردوره، متقارن با زمانهای تخمک گذاری میل جنسی شان افزایش می‌یابد. عده ای دیگر میل شدید به رابطه جنسی را در حوالی روزهای قبل قاعدگی را ذکر می‌کنند ودر مقابل برخی نیز در این دورن بشدت از هر نوع تماس جنسی بیزار می‌شوند.

بیماریهای جسمی

نیاز جنسی اگرچه از نیازهای اولیه در “هرم نیازهای مازلو” قراردارد (که در مقالات بعدی این هرم بسیار جالب را توضیح خواهم داد) ولی سلامت فیزیکی از شرطهای ضروری آن به حساب می آید. احساس ناخوشی به خودی خود موجب کاهش میل جنسی می‌گردد.علاوه بر آن هر بیماری حاد یا مزمنی با تغییرات عصبی،هورمونی وهموستاتیک (سیستم قلب وعروق) فرد را از شرایط مناسب روابط جنسی خارج می‌سازد. در این مبان بیماری دیابت، فشار خون واختلالات تیروئید از مهمترین ترین بیماری های مزمن به حساب می‌آیند.
از نکات قابل جالب توجه در زنان باقی ماندن میل جنسی با وجود برداشتن تخمدانها در طی عمل جراحی یا از کار افتادن  طبیعی آنها در دوران یائسگی است چیزی که به هیچ وجه در مردان پس از برداشتن بیضه ها دیده نمی شود واین باز به این موضوع تاکید دارد که میل جنسی در زنان هیچگاه خاموش نمی شود.

دلایل روانشناختی

فاکتورهای روانشناختی در لیست مهمترین دلایل سردمزاجی ثانویه در زنان قرار دارند که جزو موضوعات اصلی این مقاله نیز محسوب می‌شود.اساسا میل جنسی در زنان به مانند یک ترمومتر عمل میکند و شاخصی بسیار قوی از سلامت روانی یک زن به حساب می اید. هر نوع مسئله روانشناختی نظیر اضطراب وافسردگی به شدت از میل جنسی زن می‌کاهد ولی شاید برای زنان جالب باشد که بسیاری از مردان در شرایط اضطراب برای تخلیه استرس خویش بیشتر به رابطه جنسی علاقه دارند.
از سوی دیگر در زنان وجود هر نوع مشکل غیر جنسی در رابطه با شریک جنسی و حتی دیگران می تواند خود را بصورت  کاهش میل جنسی نشان دهد.در حقیقت ساده لوحانه است که انتظار داشته باشیم یک زوج با وجود داشتن مشکلات زیادی درخارج از بستر، در بستر آمیزش موفقی داشته باشند. در واقع بر خلاف مردان برای زنان رابطه جنسی چیزی جدای از عشق نیست. زنان رابطه جنسی را برای عشق می‌خواهند پس هر نوع تهدیدی در این حوزه به رابطه زن به شدت لطمه وارد می آورد.
اما برخلاف زنها، مرد ها می توانند از جسم یک زن کمال لذت را ببرند در حالی که هیچ وابستگی عاطفی نداشته باشند..

گاه تجربیات بشدت نا خوشایند در کودکی ونوجوانی نیز که عمدتا به صورت سوء استفاده جنسی است در آینده موجبات بی میلی و حتی بیزاری جنسی را در زنان بوجود می‌آورد. در همین راستا گاهی مرد در شرایطی با همسرش به رابطه می پردازد که او هیچ آمادگی روانی یا جسمی برای آن ندارد این نوع رابطه ها برای بسیاری از زنان یک توهین محسوب می‌شود و او در این باور خویش پابرجاتر می‌شود که مردان زنها را فقط برای جسمشان می خواهند. متاسفانه در این نوع رابطه های یکطرفه هر جمله عاشقانه فقط زن را بیزارتر می‌سازد. گاهی بعضی از مردان چنان زیاده روی میکنند که به اشتباه فکر میکنند که او اصطلاحا ناز می‌کند وبه وی پیشنهاهای اغوا‌کننده نیز می‌دهند!

فاکتور روانشناختی مهم دیگر در داشتن میل جنسی میزان باوری است که یک زن از جنسیت خویش دارد. به عبارت دیگر هرچقدر یک زن خود را زن کاملتر ،زیباتر وشایسته تری  بداند ما میل جنسی بالاتری را در وی انتظار داریم.زنان به شدت به این اعتماد به نفس برای خواستنی بودن نیاز دارند.

مهارتهای جنسی (سردمزاجی آموخته شده)

در زمینه رابطه جنسی تفاوتهای زیادی بین دو جنس وجود دارد. همانطور که می‌دانید به طور طبیعی مردان در یک رابطه جنسی زودتر به اوج لذت جنسی (ارگاسم) می رسند و مدت زمان بیشتری نیز لازم است تا دوباره تحریک شوند به طور متوسط حدود 2 ساعت، ولی در زنان اگر به اولین ارگاسم برسند با ادامه تحریک می توانند چندین نوبت دیگر نیز در همان رابطه ارگاسم را تجربه کنند.پس به علت این تفاوتها به طور رایج مردان مستعد “انزال زودرس” (premature ejaculation) و زنان مستعد نرسیدن به ارگاسم ” anorgasmia ” هستند ولی تجربیات بالینی اینجانب حاکی از آن است انزال زودرس به عنوان شایعترین اختلال عملکردی در مردان به هیچ وجه نشانه‌ی ضعف جنسی نیست و علاوه بر انکه به خوبی درمان می‌شود و حتی در درمان سردمزاجی و” آنورگاسمی” شریک جنسی مهمترین فاکتور محسوب می‌شود.
اهمیت مهارتهای جنسی و علاوه برآن رفع مشکلات زمینه‌ای منجر شونده به انزال زودرس در آقایان برای درمان سردمزاجی خانمها بسیار حائز اهمیت است.بیاد داشته باشید هر زنی علاوه بر آنکه قادر به رسیدن به ارگاسم می باشد اساسا به طور طبیعی هر زنی “مولتی ارگاسم” است.در مقالات آتی در این خصوص توضیحات بیشتری خواهم داد.

اما موضوع دیگری که بسیار کمتر مورد توجه قرار گرفته است طرز تلقی متفاوت دو جنس از یک رابطه می باشد که عدم آگاهی از آن خود دلیل عمده ی دیگری در سردمزاجی زنان محسوب می شود. برای مردان هر رابطه ای به منظور رسیدن به ارگاسم می باشد ولی در مورد زنان این موضوع همیشه صادق نیست.به طور کلی زنان دو نوع رابطه را تجربه می کنند.
در نوع اول مشابه مردان به خاطر نیاز فیزیولوژیک مایل به رابطه جنسی هستند. در حقیقت در این مواقع یک رابطه موفق زن را به تعادل جسمی وهیجانی می رساند و برعکس عدم انجام رابطه و یا یک تجربه ناموفق که به اوج لذت جنسی منجر نشود معمولا مجموعه علائم هیجانی و جسمی-روانشناختی (psychosomatic) نظیر عصبی شدن وبی حوصلگی ودردهای لگن،کمر وپشت وسردرد را در پی خواهد داشت، چرا که در پی تحریک جنسی  به سرعت مقدار زیادی خون وارد لگن ونواحی تناسلی می‌شود که تنها در پی ارگاسم و گشاد شدن عروق تقریبا با همان سرعت تخلیه می‌گردد در غیر این صورت ساعتها تخلیه ان طول می کشد واین خود موجب کشیدگی ودردناک شدن رباطهای نگهدارنده تخمدانها،رحم،گردن‌رحم ومهبل می شود ودر دراز مدت موجبات سردمزاجی واضطراب وافسردگی را فراهم می آورد.

اما زنان به واسطه زن بودن نوع دیگری از رابطه را تجربه میکنند که بسیاری از مردان از آن بیخبرند و آن رابطه ای به عنوان هدیه ای به عشق خویش است. در حقیقت از جنبه های زیبای سیمای یک زن لذت بردن از لذت دادن به همسر خویش است که نه به عنوان یک وظیفه بلکه به عنوان جزئی از عشق، تمام روح وجسم خود را به مردی که دوستش دارد تقدیم می کند و از تمام وجود نیز لذت می برد و به آرامش می‌رسد او دراین مواقع برخلاف حالت قبل به دنبال رسیدن به ارگاسم نیست بلکه در پی به ارگاسم رساندن است. در روانشناسی این نوع ابراز لطف بدون چشمداشت ()Altruism  نامیده می شود.

خیلی از پدران ما اصلا نمی دانستند که زنهاهم می توانند به اوج لذت برسند پس برایشان خیلی اهمیتی هم نداشت که همسرش برای چه با وی همبستر می شود ولی مرد امروز می دااند که زن نیز مثل او به ارگاسم می رسد ولی از وجود دو نوع رابطه جنسی در زن اطلاعی ندارد. پس در نوع دوم رابطه جنسی تلاش می کند که همسرش را نیز به ارگاسم برساند پس با عشقبازی و تحریک نواحی حساس بالاخره هم موفق می شود اورا تحریک کند ولی از آنجائی که زن در ابتدا چنین قصدی نداشته برای رسیدن به ارگاسم به زمان به مراتب بیشتری از نوع اول رابطه جنسینیاز دارد که متاسفانه از تحمل بسیاری از مردان خارج است. فکر می‌کنم می‌توانید نتیجه را حدس بزنید. شاید برای بسیاری از خوانندگان تصور این موقعیت دشوار نباشد که در انتهای یک شب خاطره انگیز مثلا سالگرد ازدواج زن برای تشکر از همسرش وهدیه‌ی باارزشش و همه‌ی محبتی که به وی داشته است  به قول زنها به شوهرش رابطه جنسی می‌دهد و شوهر با تحریک ناقص همسر در حالی که او را کاملا تحریک نموده با رسیدن خودش به ارگاسم به ناچار همسرش را در تیمه راه رها می‌کند وناخواسته پایان بدی برای یک شب زیبا رقم می‌خورد. تکرار این حالات به طور ناخودآگاه زن را در ابتدا مضطرب ودر نهایت افسرده وسردمزاج می‌سازد و در حقیقت دچار سردمزاجی آموخته شده می شود. شاید از همین روست که میگویند مردی که رابطه جنسی نمی داند بهتر از مردی است که کم می داند. در همین رابطه تحقیقات نشان داده است اختلال عملکرد جنسی به ویژه انزال زودرس در مردان تحصیل کرده بیشتر است.

همانطور که توضیح داده شد زن برای تعادل روانی وفیزولوژیک به رابطه جنسی موفق (که می تواند با یا بدون ارگاسم باشد) نیاز دارد ولی انجام رابطه جنسی (intercourse) و مهمتر از آن رسیدن به ارگاسم در زنان پدیده ی بسیار حساسی است که کوچکترین استرسی می‌تواند آن را دچار مشکل سازد وخود را به صورت آنورگسمی و در نهایت سردمزاجی نشان دهد.پس زنان می آموزند که سردمزاج شوند،چرا که ناکامی های پی در پی در زندگی روزانه و همچنین در بستر آنچنان آنان را از پای در می آورد که برای حفظ رابطه زناشوئی خویش به ناچار رابطه جنسی در اولویتهای بعدی قرار می گیرد و بسیاری از زنان بی آنکه بدانند به خود و سپس به همسر خویش دروغ می‌گویند و برای رهائی از تکرارتجربه هایی دردناک در نهایت واقعا سردمزاج می‌شوند ولی از آنجائی که بدین ترتیب یکی از اصیل ترین نیازهای بشری ارضاء نمی گردد این نیاز خود را بصورت مشکلات عظیم دیگری بر زندگی ما تحمیل می نماید. پس به سردمزاجی به عنوان یک علامت که ما را به سمت مشکلات جدیتری راهنمائی خواهد کرد برخورد کنیم. وبا حل آنها زندگی بهتری برای خود وشریک زندگی خود بسازیم.
منبع : behdashti.info

 

علائم سردمزاجی را با خودتان بسنجید

پیشنهاد میشود :

فرستادن دیدگاه


عضویت در خبرنامه
  • 1.در صورتیکه تمایل دارید مطالب سایت به ایمیل شما ارسال شود لطفا ایمیل خود را در کادر زیر بنویسید.
  • 2.از ایمیل شما به هیچ عنوان استفاده تبلیغاتی نخواهد شد.
  • 3.هر شب فقط یک ایمیل برای شما ارسال میشود که هیچ گونه تبلیغاتی نداشته و فقط لینک مطالب جدید داخل آن خواهد بود.
  • 5.بعد از ثبت ایمیل کد فعال سازی به ایمیل شما ارسال میشود حتما روی لینک داخل ایمیل کلیک کنید تا ایمیل شما تایید شود
  • 6.در صورتی که ایمیل خود را تایید نکنید مطالب سایت برای شما ارسال نخواهد شد
  • 4.هر زمان که بخواهید فقط با یک کلیک عضویت شما حذف خواهد شد.


آخریـــن هـــای گـــالـــری عـــکـــس