آرشيو داستان های کوتاه

داستان کوتاه و آموزنده تعبیر خواب

مردی داشت در جنگل‌های آفریقا قدم می زد که ناگهان صدای وحشتناکی که دایم داشت بیشتر می شد به گوشش رسید. به پشت سرش که نگاه کرد دید شیر گرسنه‌ایی با سرعت باورنکردنی دارد به سمتش می‌آید و بلافاصله مرد پا به فرار گذاشت و...

داستان کوتاه و آموزنده تعبیر خواب

داستان بسیار جالب و آموزنده سلام بی جواب

  روزي سقراط ، حکيم معروف يوناني، مردي را ديد که خيلي ناراحت و متاثراست. علت ناراحتيش را پرسيد ،پاسخ داد:"در راه که مي آمدم يکي از آشنايان را ديدم.سلام کردم جواب نداد و با بي اعتنايي و خودخواهي گذ شت و رفت و من از اين...

داستان بسیار جالب و آموزنده سلام بی جواب

داستان بسیار جالب فاصله قلب آدمها و تن صدا

  داستان بسیار جالب فاصله قلب آدمها و تن صدا   استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند می کنند و سر هم داد می کشند؟   شاگردان فکرى...

داستان بسیار جالب فاصله قلب آدمها و تن صدا

داستان بسیار زیبای مادر ; خود عید بود

  داستان بسیار زیبای مادر ; خود عید بود مادر عید بود ؛ اصلا" خود ؛ خود بهـار بود . از چهار ؛ پنج ؛ روز مانده به سال نو گندم و عدس را شسته بود و زیر پارچه سفید  توی بشقابهای خوشگل می چید ؛ گلدانهای شمعدانی را رنگ میزد تا...

داستان بسیار زیبای مادر ; خود عید بود

داستان کوتاه اهنگ زندگی

  داستان کوتاه اهنگ زندگی در یکی از روزهای سرد زمستان در یکی از محلات فقیرنشین شهر صبح زود که مردم آن منطقه در حال رفتن به محل کارشان بودند، صدای زیبا و دلنشین ویولن از گوشه خرابه ای توجه آن ها را به خود جلب می کرد....

داستان کوتاه اهنگ زندگی

داستان زیبای دروغ در لباس حقیقت

  روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم؟ حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند. وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد. دروغ حیله گر لباسهای او را پوشید و...

داستان زیبای دروغ در لباس حقیقت

داستان بسیار جالب دیوانه باهوش

  مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حیاط یک تیمارستان پنچر شد و مجبورشد همان جا به تعویض لاستیک بپردازد. هنگامی‌که سرگرم این کار بود، ماشین دیگری به سرعت از روی مهره های چرخ که در کنار ماشین بودند گذشت و آن‌ها را...

داستان بسیار جالب دیوانه باهوش

داستان بسیار زیبای ای کاش برف ببارد

داستان بسیار زیبای ای کاش برف ببارد عجب کیفی دارد که صبح اینقدر نازت را بکشند وکله پاچه ای باشد و نان سنگکی و......خلاصه عشق یعنی همین!.... بر لحاف فلک افتـــاده شکاف پنبه میبارد از این کهنه لحاف سرش را دزدکی از زیر...

داستان بسیار زیبای ای کاش برف ببارد

برخورد جالب یک زن و شوهر با ماموران !!

برخورد جالب یک زن و شوهر با ماموران !! زن و مرد از راهي مي رفتند، ماموران آنها را ديدند وآنها را خواستند! پرسيدند شما چه نسبتي با هم داريد؟ زن و مرد جواب دادند زن و شوهريم ماموران مدرك خواستند، زن و مرد گفتند نداريم...

برخورد جالب یک زن و شوهر با ماموران !!

داستان جالب و آموزنده دایره های زندگی

داستان جالب و آموزنده دایره های زندگی وقتی کودکی هفت ساله بودم ، پدر بزرگم مرا به برکه ای در یک مزرعه برد و به من گفت : سنگی را به داخل آب بینداز و به دایره هایی که توسط این سنگ ایجاد شده نگاه کن . سپس از من خواست که خودم را...

داستان جالب و آموزنده دایره های زندگی

لیوان را زمین بگذارید تا دستتان درد نگیرد

لیوان را زمین بگذارید تا دستتان درد نگیرد یک روز در یک کلاسی استادی یک لیوان را پر از آب کرد و لیوان را با دستش بالا گرفت تا کل شاگرد ها لیوان را ببینند سپس از شاگردانش پرسید به نظر شما وزن این لیوان چقدر...

لیوان را زمین بگذارید تا دستتان درد نگیرد
عضویت در خبرنامه
  • 1.در صورتیکه تمایل دارید مطالب سایت به ایمیل شما ارسال شود لطفا ایمیل خود را در کادر زیر بنویسید.
  • 2.از ایمیل شما به هیچ عنوان استفاده تبلیغاتی نخواهد شد.
  • 3.هر شب فقط یک ایمیل برای شما ارسال میشود که هیچ گونه تبلیغاتی نداشته و فقط لینک مطالب جدید داخل آن خواهد بود.
  • 5.بعد از ثبت ایمیل کد فعال سازی به ایمیل شما ارسال میشود حتما روی لینک داخل ایمیل کلیک کنید تا ایمیل شما تایید شود
  • 6.در صورتی که ایمیل خود را تایید نکنید مطالب سایت برای شما ارسال نخواهد شد
  • 4.هر زمان که بخواهید فقط با یک کلیک عضویت شما حذف خواهد شد.


آخریـــن هـــای گـــالـــری عـــکـــس